خدانگاهدارلغتنامه دهخداخدانگاهدار. [ خ ُ ن ِ ] (جمله ٔ دعایی ) عبارتی است مخفف از «خدا نگاهدار تو باد». خدا حافظ تو باد. || خداحافظ (= ترکیبی که بوقت وداع گویند).
خردانگارلغتنامه دهخداخردانگار. [ خ ُ اِ ] (نف مرکب ) کوته بین . کوته نظر. مته بخشخاش گذار. سختگیر. خرداندیش : که ملک ما درشت خوست و خردانگار. (کلیله و دمنه ).
اختلالشخصیتِ مرزیborderline personality disorderواژههای مصوب فرهنگستاناختلالشخصیتی با الگوی بیثباتی در خُلق و روابط بینافردی و خودانگاره که فشار روانی منفی شدیدی به وجود میآورد و عملکرد شغلی و اجتماعی فرد را مختل میکند