خمیر دندانلغتنامه دهخداخمیر دندان . [ خ َ رِ دَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) ماده ٔ ضد عفونی که بشکل خمیردرآورند و در مظروفی املس قرار دهند تا با فشار به آن ماده ٔ ضدعفونی خارج شود و بر
خردندانهلغتنامه دهخداخردندانه . [ خ َ دَ دا ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) نوعی ازختو باشد. (یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به ختو شود.
خمیردانلغتنامه دهخداخمیردان . [ خ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خمیر بخش مرکزی بندرعباس . با 458 تن سکنه ، آب آن از چاه و محصول آن خرما است . شغل اهالی زراعت و راه فرعی و مزرعه ٔ مغ