خمارتاجلغتنامه دهخداخمارتاج . [ خ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان هرسم بخش مرکزی شهرستان شاه آباد. دارای 140 تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ ماشالکان و محصول آن غلات و حبوبات و چغندر قند
خمارتاشلغتنامه دهخداخمارتاش . [ خ ُ ] (اِخ ) مرکز دهستان کهنه ٔ بخش حومه ٔ شهرستان قوچان . دارای 66تن سکنه . آب آن از قنات و محصول آن غلات و انگور. شغل اهالی زراعت و مالداری و از ص
ابن خمارتاشلغتنامه دهخداابن خمارتاش . [ اِ ن ُ ؟ ] (اِخ ) ابوالحسن صوفی . صاحب قصیده ای معروف به خمارتاشیه . نسخه ٔ مشروحی از آن در لیدن موجود است . وفات او در زُبید به سال 554 هَ .ق .
خمارتاشلغتنامه دهخداخمارتاش . [ خ ُ ] (اِخ ) مرکز دهستان کهنه ٔ بخش حومه ٔ شهرستان قوچان . دارای 66تن سکنه . آب آن از قنات و محصول آن غلات و انگور. شغل اهالی زراعت و مالداری و از ص
ابن خمارتاشلغتنامه دهخداابن خمارتاش . [ اِ ن ُ ؟ ] (اِخ ) ابوالحسن صوفی . صاحب قصیده ای معروف به خمارتاشیه . نسخه ٔ مشروحی از آن در لیدن موجود است . وفات او در زُبید به سال 554 هَ .ق .
ابوالقاسملغتنامه دهخداابوالقاسم . [ اَ بُل ْ س ِ ] (اِخ ) هیتی . عثمان بن خمارتاش . ادیب و شاعر متوفی به سال 619 هَ . ق . او مردی نیک نهاد و نیکومعاشرت بود لیکن در امور دینی بی مبالا
شادتگین خانیلغتنامه دهخداشادتگین خانی . [ ت َ ] (اِخ ) از اجله ٔ امرای دربار خوارزمشاه که پس از شکست سپاهیان البتگین به دست امیرنصر سپهسالار سلطان محمود غزنوی گرفتار شد. وی باالبتکین در