خُلُقُفرهنگ واژگان قرآناخلاق - رفتار(جمع خُلق که هم معنی با خَلق است با این تفاوت که خَلق مختص به هيئتها و اشکال و صور ديدني است و خُلق مختص به قوا و اخلاقياتي است که با بصيرت درک مي
concoctedدیکشنری انگلیسی به فارسیخلق شده، درست کردن، جعل کردن، اختراع کردن، ترکیب کردن، پختن، گواریدن
مُنشَئَاتُفرهنگ واژگان قرآنایجاد شده ها - خلق شده ها(کلمه منشئات اسم مفعول از ماده انشاء است ، و انشاء هر چيز به معناي احداث و ايجاد و تربيت آن است)
تهذیب یافتهلغتنامه دهخداتهذیب یافته .[ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) خوش خلق شده و باادب گشته و نیک تربیت یافته . (ناظم الاطباء). رجوع به تهذیب شود.