۱. بهوجود آوردن؛ آفریدن؛ آفرینش.
۲. (اسم) [مجاز] مردم یک کشور: خلق چین.
۳. (اسم) [مجاز] مردم؛ مردمان.
۴. (تصوف، فلسفه) جهان مادی.
آفرینش، مردم، نو آور
اخلاق، اوقات، خاصه، خصلت، خو، داب، سجیه، شیمه، طبع، طبیعت، طینت، عادت، عریکه، مزاج، مشرب، منش
attitude, blood, creation, kidney, making, mood, temper, temperament, vein