خلففرهنگ مترادف و متضاد۱. بطلان، ضد ۲. نقض ۳. خلاف وعده کردن، به وعده وفا ن کردن ۴. دروغ ۵. دروغ گفتن
خلف کسی شدنلغتنامه دهخداخلف کسی شدن . [ خ َ ل َ ف ِ ک َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) جانشین کسی شدن . (یادداشت بخط مؤلف ).