خلطفرهنگ مترادف و متضاد۱. آمیزش، اختلاط ۲. معاشرت، همدمی، همنشینی، یاری ۳. آمیز، آمیزه ۴. لنف ۵. خلق، خو
خلتلغتنامه دهخداخلت . [ خ ُل ْ ل َ ] (ع اِمص ) دوستی . مهربانی . مصادقت . رفاقت . (یادداشت بخط مؤلف ). خلة. دوستی صادق : بدین کارها خدا مرا خلعت خلت داد. (قصص الانبیاءص 58). ت
خِلِطْگویش گنابادی در گویش گنابادی یعنی کیسه ، کیسه گونی ، این واژه معمولا همراه با واژه پِلِت بکار میرود.