خلدمکانلغتنامه دهخداخلدمکان . [ خ ُ م َ ] (ص مرکب ) بهشت جای . دعائی است در حق مرده . رجوع به خلدآشیان شود. (یادداشت بخط مؤلف ).
خلدمکانیلغتنامه دهخداخلدمکانی . [ خ ُ م َ ] (ص مرکب ) به آسمان برافراشته شده . || در بهشت جایگزین شده . (از ناظم الاطباء).
خلدمکانیلغتنامه دهخداخلدمکانی . [ خ ُ م َ ] (ص مرکب ) به آسمان برافراشته شده . || در بهشت جایگزین شده . (از ناظم الاطباء).
شادروانلغتنامه دهخداشادروان . [ رَ ] (ص مرکب ) دعایی است مرده را پیش از بردن نام او. با روح شاد. مغفور. خدا بیامرز. آمرزیده . مبرور. غفران پناه . جنت مکان . خلدمکان . خلدآشیان . ||