۱. [عامیانه] بههرحال.
۲. (اسم، صفت) [قدیمی] برگزیده.
۳. (اسم، صفت) [قدیمی] نتیجه، گزیده، و خالص چیزی.
چکیده، گزیده
اجمال، اختصار، القصه، برگزیده، منتخب، باری، به هر حال، ایجاز، بالاجمال، چکیده، زبده، شمه، کوتاه، گزیده، ماحصل، مجمل، مختصر، ملخص، موجز ≠ تفصیل
abbreviation, brief, conspectus, epitome, note, outline, précis, recapitulation, résumé, roundup, rundown, sketch, sum, summary, syllabus, synopsis, synoptic