خفت و خواریلغتنامه دهخداخفت و خواری . [ خ ِف ْ ف َ ت ُ خوا / خا ] (ترکیب عطفی ، اِمص ) خفت . خواری . پستی . (یادداشت بخط مؤلف ).
خفت و خیزلغتنامه دهخداخفت و خیز. [ خ ُ ت ُ ] (ترکیب عطفی ، اِمص ) آهستگی و تأنی . تدریج . (برهان قاطع) (از انجمن آرای ناصری ) (ناظم الاطباء). || اضطراب . بیقراری . || جماع . همخوابگ
شکست آوردنلغتنامه دهخداشکست آوردن . [ ش ِ ک َ وَ دَ ] (مص مرکب ) مغلوب ساختن . چیره گشتن . شکست دادن : که شاید به رستم شکست آوردسر نامدارش به دست آورد. فردوسی .گر این دستگه را به دست
استفزازلغتنامه دهخدااستفزاز. [ اِ ت ِ ] (ع مص )سبک گردانیدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). سبک گردانیدن ترس کس را. (منتهی الارب ). دل دادن . || سبک شمردن . خوار داشتن . (منتهی ال
ذوالیمینینلغتنامه دهخداذوالیمینین . [ ذُل ْ ی َ ن َ ] (اِخ ) لقبی است که مأمون بطاهر داد، از آن روی که در جنگ با علی بن عیسی شمشیر به هر دو دست بگرفت و بزد بر سر و خودش و سر بدونیم ک