خطیب امویلغتنامه دهخداخطیب اموی . [ خ َ ب ِ اُ م َ ی ی ] (اِخ ) حسن بن علی بن خلف اموی . متولد بسال 514 هَ . ق . و متوفی بسال 602 هَ . ق . مکنی به ابوعلی ، ادیب و عالم به فلکیات از ا
خطیبلغتنامه دهخداخطیب . [ خ َ ] (اِخ ) نام او داودبن یوسف الحنفی است و او راست : الفتاوی الغیاثیه : او این کتاب را بسلطان ابوالمظفر غیاث الدین یمین تقدیم کرد و درهامش آن فتاوای
خطیبلغتنامه دهخداخطیب . [ خ َ ] (اِخ ) ابوالفتح بن عبدالقادربن صالح بن عبدالرحیم الخطیب . ملقب به فاضل دمشقی .وی بسال 1250 هَ . ق . در دمشق زاده و بسال 1315 هَ . ق . بهمان شهر د
خطیبلغتنامه دهخداخطیب . [ خ َ ] (اِخ ) ابوالفتح بن عبدالقادربن صالح بن عبدالرحیم خطیب . از بزرگان شافعی در عصر خود بود. مولد و وفاتش به دمشق اتفاق افتاد (1244 هَ . ق . تا 1311 ه
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن ابراهیم الصعیدی الدمشقی المعروف بالشرف الفزاری . وی مقری و نحوی است و خطیب مسجد اموی و شیخ دارالحدیث ظاهریه بود. او از سخاوی و ابن ع
محاسنیلغتنامه دهخدامحاسنی . [ م َ س ِ ] (اِخ ) محمدبن تاج الدین بن احمد المحاسنی الدمشقی (1012 تا 1072 هَ . ق .) خطیب جامع اموی دمشقی و مردی شاعر بود و تعلیقه ها در حدیث بر صحیح م
قاضی ابن الشحنةلغتنامه دهخداقاضی ابن الشحنة. [ اِ نُش ْ ش ِ ن َ ] (اِخ )احمدبن محمدبن محمدبن شحنة، مکنی به ابوالولید و ملقب به لسان الدین و معروف به ابن الشحنة. از اکابر علمای حنفی است . و
قندیلغتنامه دهخداقندی . [ ق َ ] (اِخ )عبدالملک بن محمدبن عبداﷲبن بشران اموی قرشی واعظ مکنی به ابوالقسم . از محدثان است . وی از احمدبن سلمان نجاد و دعلج بن احمد و جز آنان روایت ک
داودلغتنامه دهخداداود. [ وو ] (اِخ ) ابن علی بن عبداﷲبن عباس العباسی . عم سفاح خلیفه ٔ عباسی . مردی فصیح و خطیب و از بزرگان نهضت ضد خلفای اموی است . و پس از استقرار سفاح بر خلاف