26 فرهنگ

1010 مدخل


خطر کردن

ریسک کردن، مخاطرهجویی کردن، خطر پذیرفتن، به استقبالخطر رفتن ≠ عافیت طلبیدن، سلامت جستن، سلامتجویی کردن

hazard, risk, venture