خطرپذیریلغتنامه دهخداخطرپذیری . [ خ َ طَ پ َ ] (حامص مرکب ) آفت پذیری : حیرتش چون خطرپذیری کردرحمت آمد لگام گیری کرد.نظامی .
خطرپذیری زمینلرزهایseismic riskواژههای مصوب فرهنگستانبرآورد احتمال وقوع زمینلرزه و خسارتهای عمدۀ ناشی از آن
ارزیابی خطرپذیری زمینلرزهایseismic risk assessmentواژههای مصوب فرهنگستان← تحلیل خطرپذیری زمینلرزهای
تحلیل خطرپذیری زمینلرزهایseismic risk analysis, earthquakerisk analysisواژههای مصوب فرهنگستانمحاسبة خطرپذیری ناشی از زمینلرزه برای هر دارایی یا مجموعهداراییها نیز: ارزیابی خطرپذیری زمینلرزهای seismic risk assessment
منحنی خطرپذیری زمینلرزهایseismic risk curveواژههای مصوب فرهنگستاننموداری که خطرپذیری زمینلرزهای هر دارایی یا مجموعة داراییها را در برابر یک آسیب مشخص نشان میدهد
ارزیابی خطرپذیری زمینلرزهایseismic risk assessmentواژههای مصوب فرهنگستان← تحلیل خطرپذیری زمینلرزهای
تحلیل خطرپذیری زمینلرزهایseismic risk analysis, earthquakerisk analysisواژههای مصوب فرهنگستانمحاسبة خطرپذیری ناشی از زمینلرزه برای هر دارایی یا مجموعهداراییها نیز: ارزیابی خطرپذیری زمینلرزهای seismic risk assessment
منحنی خطرپذیری زمینلرزهایseismic risk curveواژههای مصوب فرهنگستاننموداری که خطرپذیری زمینلرزهای هر دارایی یا مجموعة داراییها را در برابر یک آسیب مشخص نشان میدهد
زودآیندearly mover, early comerواژههای مصوب فرهنگستانبنگاهی که با بهرهبرداری از اولین فرصتِ حاصل، با خطرپذیری و سرمایة لازم، پیشتر از رقبای خود وارد بازار جدید میشود
بازی 1game, play 1واژههای مصوب فرهنگستانورزشی که دربردارندۀ مجموعهای از قواعد و قوانین است و شرکتکنندگان در آن معمولاً بهصورت مستقیم در برابر هم قرار میگیرند و سعی میکنند که ازطریق مهارتهایی مان