خطاطیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه طی، خوشنویسی خط، نسخ، نستعلیق، شکسته پیچوتاب، حرف کتابت، تحریر هفت قلم، هفت نوع کتابت خط فارسی: ثلث، محقق، توقیع، ری
ختاتیلغتنامه دهخداختاتی . [ خ َ ] (ص نسبی ) منسوب به ختات . || (اِ) رنگ سیاه گونه ای است . (یادداشت بخط مؤلف ).
خطاطیفلغتنامه دهخداخطاطیف . [ خ َ ] (ع اِ) ج ِ خُطّاف . (منتهی الارب ). رجوع به خُطّاف در این لغت نامه شود.- خطاطیف السباع ؛ مخلبهای سباع . چنگالهای درندگان . (منتهی الارب ) (از
خطاطیفلغتنامه دهخداخطاطیف . [ خ َ ] (ع اِ) ج ِ خُطّاف . (منتهی الارب ). رجوع به خُطّاف در این لغت نامه شود.- خطاطیف السباع ؛ مخلبهای سباع . چنگالهای درندگان . (منتهی الارب ) (از
ذرق الخطاطیفلغتنامه دهخداذرق الخطاطیف . [ ذَ قُل ْ خ َ ] (ع اِ مرکب ) سرگین پرستوک .صاحب اختیارات گوید: به پارسی سرگین پرستوک خوانند چون در چشم کشند سپیدی که در چشم بود زایل گرداند.
رماد عش الخطاطیفلغتنامه دهخدارماد عش الخطاطیف . [ رَ دِ ع ُش ْ شُل ْ خ َ ] (ع اِ مرکب ) خاکستر آشیانه ٔ پرستوک . دارویی است . بهترین آن بود که آشیانه در موضعی بود که بسیار هوا بود و صفت سوخ