خطابخشفرهنگ مترادف و متضاد۱. جرمبخش، خطاپوش، معفو، بخشاینده، بخشایشگر، گناهبخش ≠ منتقم، انتقامجو ۲. خطاکار، خاطی
خطابخشلغتنامه دهخداخطابخش . [ خ َ ب َ ] (نف مرکب ) گناه بخش . (آنندراج ). بخشاینده ٔ جرم و گناه . آمرزنده . (ناظم الاطباء) : خداوند بخشنده ٔ دستگیرکریم خطابخش پوزش پذیر. سعدی .در
خدابخشلغتنامه دهخداخدابخش . [ خ ُ ب َ ] (ن مف مرکب ) خداده . خدابخشیده . عطای الهی . (یادداشت بخط مؤلف ). || (اِ) نامی از نامهای مردان . (یادداشت بخط مؤلف ).
خدابخش آبادلغتنامه دهخداخدابخش آباد. [ خ ُ ب َ ] (اِخ ) دهی است از بخش دره شهر شهرستان ایلام واقع در 9 هزارگزی باختری دره شهر و کنار راه مالروی ایلام . این ناحیه ، کوهستانی و گرمسیری ا
خدابخش خانلغتنامه دهخداخدابخش خان . [ خ ُ ب َ ] (اِخ ) وی از فضلای هندوستان و صاحب کتابخانه ای بوده که شهرت جهانی داشته است . قزوینی در شرح حال او می آورد: مولوی خدا بخش خان صاحب از ف
خدابخش خان کیوانلولغتنامه دهخداخدابخش خان کیوانلو. [ خ ُ ب َ ن ِ ک ِ ] (اِخ ) نام یکی از خان های معروف است که در خدمت شاهرخ میرزا نوه ٔ نادرشاه افشار بود و چون احمدخان ابدالی با سیصدهزار تن ا
جرم پوشلغتنامه دهخداجرم پوش . [ ج ُ ] (نف مرکب ) آن که گناه پوشد. (یادداشت مؤلف ) : در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش حافظ قرابه کش شد و مفتی پیاله نوش .حافظ.
قرابه کشلغتنامه دهخداقرابه کش . [ ق َ ب َ / ب ِ ک َ / ک ِ ] (نف مرکب ) قرابه کشنده . ساقی . شراب کشنده : در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش حافظ قرابه کش شد و مفتی پیاله نوش .حافظ.
پیاله نوشلغتنامه دهخداپیاله نوش . [ ل َ / ل ِ ] (نف مرکب ) پیاله پیما. باده خوار. شرابخوار : در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش حافظ قرابه کش شد و مفتی پیاله نوش .حافظ.
تنسیق صفاتلغتنامه دهخداتنسیق صفات . [ ت َ ق ِ ص ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) عبارت است از آنکه متکلم موصوف واحد را صفات متعدد بیان نماید خواه به استقلال ...:خداوند بخشنده ٔ دستگیرکریم