خضریهلغتنامه دهخداخضریه . [ خ ُ ری ی َ ] (ع اِ) نخلی است که سبز باشد و خرمای نیکو بار آرد. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).
خبریهلغتنامه دهخداخبریه . [ خ َ ب َ ری ْ ی َ ] (ص نسبی ) مقابل انشائیه .- جمله ٔ خبریه ؛ جمله ٔ خبریه جمله ای است که قابل تصدیق و تکذیب باشد. چون زید رفت ، علی آمد، حسین کتاب دا
خریهلغتنامه دهخداخریه . [ خ َ ی َ ] (اِخ ) نام یکی از دههای ناتل کنار از دههای نور مازندران است . (از مازندران و طبرستان رابینو ص 110).
خضرهلغتنامه دهخداخضره . [ خ ِ رَ ] (اِخ ) نام یکی از صحابیان است که در خدمت پیغمبر احترام بسیار داشت . (از قاموس الاعلام ترکی ج 3).