خصوصاًلغتنامه دهخداخصوصاً. [ خ ُ ] (ع ق ) بطور خصوص و علی الخصوص و بخصوص . بویژه . (ناظم الاطباء) : طبع بشریت است و خصوصاً از آن ملوک که دشوار آید ایشان را دیدن کس که مستحق جایگاه
خصوصیفرهنگ مترادف و متضاد۱. اختصاصی، شخصی، فردی ≠ دولتی ۲. مخصوص، ویژه ۳. محرمانه، صمیمی، خودمانی ≠ عمومی
مالخود کردنواژهنامه آزاداگر در رقابتی ورزشی خصوصا کشتی یا دریک مجادله لفظی نقاط قوت وامتیاز رقیب را مصادره واز اختیار بهره وری و مانور وی ساقط کنیم آن نقطه قوت را مالخود کرده ایم مثل گ
دردفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهآنچه از مایعات خصوصاً شراب تهنشین شود و در ته ظرف جا بگیرد؛ لای؛ لرد؛ دارتو.