خشکانشdrying 1واژههای مصوب فرهنگستانفرایند تغییر دادن مادۀ پوششی از حالت مایع به جامد با تبخیر حلاّلها یا ایجاد واکنشهای فیزیکی ـ شیمیایی یا هر دو متـ . خشک کردن
خشکانیدنلغتنامه دهخداخشکانیدن . [ خ ُ دَ ] (مص ) خشک کردن . جوشانیدن . تجفیف . تنشیف . (یادداشت بخط مؤلف ). || خشک کنانیدن . خشک کردن فرمودن . (ناظم الاطباء).
خشکانلغتنامه دهخداخشکان . [ خ ُ ] (نف ) خشک کننده . (یادداشت بخط مؤلف ).- کاغذ آب خشکان ؛ کاغذی است که خاصیت خشکاندن آب و جوهر و مرکب دارد، آب خشکان . مرکب خشکان . جوهرخشکان .-