خشباتلغتنامه دهخداخشبات . [ خ َ ش َ ] (ع اِ) ج ِ خَشَبَة. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ). || مناره های بحری . (یادداشت مؤلف ): الخشبات : اساطین منصوبة فی البحر یوقد فوقها باللی
خشبیلغتنامه دهخداخشبی . [ خ َ ش َ بی ی ] (ص نسبی ) منسوب است به خشبه که موضعی است در افریقا. (از انساب سمعانی ).
شوبقلغتنامه دهخداشوبق . [ ب َ ] (معرب ،اِ) خشبةالخباز. (از تاج العروس ). چوب نان پز و آن فارسی است و معرب شوبک است . (از اقرب الموارد). چوب نان پز، معرب چوبک . (منتهی الارب ). چ
فارلغتنامه دهخدافار. (فرانسوی ، اِ) مناره ٔ بحری . خشبه . (یادداشت بخط مؤلف ). برجی که در بندرگاه ها در میان آب یا در کرانه برپا کنند و شب بر آن چراغی افروزند تا کشتیها راه خو