خاشنشارلغتنامه دهخداخاشنشار. [ ش ِ ] (اِ مرکب ) مرغی است که دمش مانند دم فیل باشد. (آنندراج ). به ترکی آن را قیل قریوق می گویند. صاحب فرهنگ شعوری گوید نام آن قیل قویرق است یعنی دم
خشنشارلغتنامه دهخداخشنشار. [ خ َ ش َ ] (اِ) خشنسار. (از برهان قاطع) (از ناظم الاطباء) : و ان شئنا حثثنا الطیرمن حافاتها زمراًخشنشاراً وتجاما تری بوجوهها غرراً. ابونواس (دیوان ص 20
خاشنشارلغتنامه دهخداخاشنشار. [ ش ِ ] (اِ مرکب ) مرغی است که دمش مانند دم فیل باشد. (آنندراج ). به ترکی آن را قیل قریوق می گویند. صاحب فرهنگ شعوری گوید نام آن قیل قویرق است یعنی دم
خثنشارلغتنامه دهخداخثنشار. [ خ َ ث َ ] (اِ) مرغی است آبی و تیره گون میان سرش سفید و بزرگ و بعضی میانه باشد. خشنشار .
خشنشارلغتنامه دهخداخشنشار. [ خ َ ش َ ] (اِ) خشنسار. (از برهان قاطع) (از ناظم الاطباء) : و ان شئنا حثثنا الطیرمن حافاتها زمراًخشنشاراً وتجاما تری بوجوهها غرراً. ابونواس (دیوان ص 20
چیزدارفرهنگ مترادف و متضاد۱. ثروتمند، غنی، دارا، متمول ≠ بیچیز، فقیر ۲. ملاک ≠ دهقان، خوشنشین ۳. مالک ≠ مستاجر ۴. بیخانه
خشیشارلغتنامه دهخداخشیشار. [ خ َ] (اِ) نوعی از مرغابی بزرگ سیاه رنگ باشد که در میان سرش خال سفیدی هست . (برهان قاطع). در حاشیه ٔ برهان قاطع آمده : مصحف خشنشار و خشینسار است : پیاد