خسارتفرهنگ مترادف و متضاد۱. آسیب، اضرار ۲. تاوان، جریمه، غرامت، زیانکاری، زیانمندی، خسران، زیان، ضرر، غبن، غرامتی، لطمه ≠ نفع
مُخْسِرِينَفرهنگ واژگان قرآنخسارت زنندگان - کم فروشان (کلمه خسر يا خسران به معني از دست دادن سرمايه است ، يا همهاش و يا بعضي از آن)
زیان دادنلغتنامه دهخدازیان دادن . [ دَ ] (مص مرکب ) خسارت وارد آوردن . || تاوان دادن . (ناظم الاطباء).
lossدیکشنری انگلیسی به فارسیاز دست دادن، خسارت، ضرر، زیان، فقدان، اتلاف، عدم، باخت، مرگ، خسران، گمراهی، خدشه، خسار، ضلالت
خسارت کشیدنلغتنامه دهخداخسارت کشیدن . [ خ ِ رَ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) متحمل خسارت شدن . ضرر بردن . زیان کردن . (یادداشت بخط مؤلف ). || تاوان دادن . جبران ضرر کسی را کردن .ضرر و زیا