5 مدخل
خزون . [ خ ُ ] (ع مص ) خزن . (منتهی الارب ). رجوع به خَزن شود.
در گویش گنابادی یعنی لیز ، لغزنده ، خیس ، یخ زده
خزانه حمام – خزینه
مظهر پاییز
لرزان .منارجم جم،جمجمک برگ خزون