خرفروشلغتنامه دهخداخرفروش . [ خ َ ف ُ ] (نف مرکب ) آنکه خر فروشد. آنکه الاغ فروشد. (یادداشت بخط مؤلف ).
خرفروشانلغتنامه دهخداخرفروشان . [ خ َ ف ُ ] (اِ مرکب ) فروشندگان خر. (یادداشت بخط مؤلف ). || بازاری که در آن خر فروش و خرید میشود. اصل آن «بازار خرفروشان » است که کلمه ٔ «بازار» از
خرفروشانهلغتنامه دهخداخرفروشانه . [ خ َ ف ُ ن َ / ن ِ ] (ق مرکب ) مانند فروشندگان خر (آنها که خر فروش می کنند خرهای کندرو را هنگام عرض بمشتری دست بهم زنند و بترسانند که تند رود و مشت
خزازلغتنامه دهخداخزاز. [ خ َزْ زا ] (ع ص ) خزفروش . (دهار) (یادداشت بخط مؤلف ). || خزباف . (یادداشت بخط مؤلف ). || سوداگر ابریشم خام . (ناظم الاطباء).
خرفروشلغتنامه دهخداخرفروش . [ خ َ ف ُ ] (نف مرکب ) آنکه خر فروشد. آنکه الاغ فروشد. (یادداشت بخط مؤلف ).
خرفروشانلغتنامه دهخداخرفروشان . [ خ َ ف ُ ] (اِ مرکب ) فروشندگان خر. (یادداشت بخط مؤلف ). || بازاری که در آن خر فروش و خرید میشود. اصل آن «بازار خرفروشان » است که کلمه ٔ «بازار» از
خرفروشانهلغتنامه دهخداخرفروشانه . [ خ َ ف ُ ن َ / ن ِ ] (ق مرکب ) مانند فروشندگان خر (آنها که خر فروش می کنند خرهای کندرو را هنگام عرض بمشتری دست بهم زنند و بترسانند که تند رود و مشت