خزاینلغتنامه دهخداخزاین . [ خ َ ی ِ ] (ع اِ) خزینه ها. گنجینه ها. مخزنها. (ناظم الاطباء) : از غزنین نامه ای رسید که جمله خزاین ... به خازنان ما سپرد هیچ چیزی باقی نمانده از اسباب
کردماندلغتنامه دهخداکردماند. [ ک َدُ ن َ ] (اِ) گروهی گفته اند که قُردُمانیّة سلاحی است در خزاین ساسانیان و آن را کردماند نامیده اند، یعنی عمل میکند و می ماند. (از المعرب جوالیقی ص
گنج همار دبیرهلغتنامه دهخداگنج همار دبیره . [ گ َ هََدَ رَ / رِ ] (اِ مرکب ) کتابت خزاین در ایران قبل از اسلام . (مفاتیح العلوم خوارزمی ). گنج آمار دبیره .
شاهالغتنامه دهخداشاها. (اِخ ) (قلعه ٔ...) نام قلعه ای است که هولاکوخان اموال و خزاین خود را در آنجا نهاده بود. (تاریخ غازان ص 182). حمداﷲ مستوفی و نیز حافظ ابرو گوید: چون آب دری
پلیدرلغتنامه دهخداپلیدر. [ پ ُ دُ ] (اِخ ) نام یکی از فرزندان پریام پادشاه ترواست . هنگام محاصره ٔ تروا پدر او وی را با خزاین موفور نزد داماد خود پُلیم نِسْتُر روانه کرد و او وی
پلیمنسترلغتنامه دهخداپلیمنستر. [ پ ُ ن ِ ت ُ ] (اِخ ) در قاموس الاعلام ترکی (کلمه ٔ پولیم نستور) آمده است : نام پادشاه شبه جزیره ٔ تراکیه یعنی سرزمین گالی پولی است او با ایلیونه دخت