خَر و پلیسفرهنگ گنجواژه بازی که یک نفر میایستد و یک یا چند نفر دولا جلوی او ردیف میشوند و بقیه از روی آنها میپرند.
چاروادارلغتنامه دهخداچاروادار. [ چارْ ] (نف مرکب ) مکاری . مکری . آنکه خر و استر و یابو کرایه دهد بار و مسافر را و خود نیز همراه ستور خود باشد. کسی که اسب والاغ و قاطر برای بردن بار
مکاریلغتنامه دهخدامکاری . [ م ُ ] (ع ص ) خربنده . (دهار) (مهذب الاسماء). به کرایه دهنده . ج ، مکارون و اکریاء. (منتهی الارب ). کسی که اسب و شتر و غیره به کرایه دهد. (غیاث ). کسی
کودنلغتنامه دهخداکودن . [ ک َ دَ ] (ع ص ، اِ) اسب هجین غیراصیل . کَودَنی ّ. (منتهی الارب ). اسب فرومایه ٔ غیراصیل . ج ، کَوادِن . (از اقرب الموارد). اسب پیر کندرو پالانی کمراه .
یابولغتنامه دهخدایابو. (اِ) نوعی از اسب بارکش که کوچک میباشد. (آنندراج ). اسب کوچک واسب باری . (ناظم الاطباء). اسب از نژاد پست . اسب پالانی . اسب کم بها. اسب لکنتی و زوار دررفته
رونکیلغتنامه دهخدارونکی . [ ن َ ] (اِ مرکب ) رانکی . پاردم . تلفظی از رانکی . منسوب به ران . نواری پهن از چرم یا پارچه های ضخیم پشمی که در پشت ران و زیر کفل چارپایان (خر، استر، ی