خرگلغتنامه دهخداخرگ . [ خ َ رَ ] (اِ) نامی است که در حوالی لار و بندرعباس به استبرق دهند. (یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به استبرق شود. || چغاله و نارسیده ٔ شفتالو (لغت محلی شوشتر)
خرگاهلغتنامه دهخداخرگاه . [ خ َ ] (اِخ ) نام ایالتی بوده است : ز مرزی کجا مرز خرگاه بودازاو زال را دست کوتاه بود.فردوسی .
خرگاهلغتنامه دهخداخرگاه . [ خ َ ] (اِخ ) نام شهری بمصر در شمال بولاغ و نیز نام واحه ای بدانجا. (یادداشت بخط مؤلف ).
خِرْگَزگویش گنابادی تکه چوب نازکی است از درخت انار جدا میکنند و برای تنبیه کودکان یا فرمان راندن بر حیوانات استفاده میکنند.