خرمقدسلغتنامه دهخداخرمقدس . [ خ َم ُ ق َدْ دَ ] (ص مرکب ) بسیار متعصب و مقدس . آنکه ازتعصب و تقدس در دینی و آئینی کارهای ابلهانه کند.
خامدستدیکشنری فارسی به انگلیسیamateur, callow, gawky, homely, incompetent, inexperienced, jejune, novitiate, tyro, young
افلاطونلغتنامه دهخداافلاطون . [ اَ ] (اِخ ) ابن ارسطون یا اریستن . از شاگردان فیثاغورس بود که با سقراط نزد او تلمذ می نمود، لیکن در زمان حیات سقراط اشتهاری در میان علماء نداشت . وی
خام دستفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهتازهکار؛ بیتجربه: ◻︎ نشاید دید خصم خویش را خرد / که نرد از خامدستان کم توان برد (نظامی۲: ۲۰۲).
کمدی سبکlow comedyواژههای مصوب فرهنگستاننوعی کمدی که در آن طرح داستان و گفتوگوها در نهایت خامدستی تنظیم شده است و در آن از حرکات وقیح و گفتار خلاف ادب و نزاکت بسیار استفاده میشود