خرمشهرلغتنامه دهخداخرمشهر. [ خ ُرْ رَ ش َ ] (اِخ ) مرکز شهرستان خرمشهر، یکی از بنادر مهم ایران و نام قدیمی آن بندر محمره بوده است . این بندر که مرکز انشعابات خطوط مواصلاتی دریایی
خرمشهرلغتنامه دهخداخرمشهر. [ خ ُرْرَ ش َ ] (اِخ ) شهرستان خرمشهر، یکی از شهرستان های استان ششم کشور بوده و حدود آن بشرح زیر است : از شمال به اراضی وسیع و شوره زاری که بین این شهرس
خرمشةلغتنامه دهخداخرمشة. [ خ َ م َ ش َ ] (ع مص ) محو کردن نوشته . (از منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). || (اِ) فساد عمل . (از منتهی الارب ) (از
خرمهرهلغتنامه دهخداخرمهره . [ خ َ م ُ رَ / رِ ] (اِ مرکب ) سفیدمهره باشد که نوعی از بوق است و آنرا در حمامها و آسیاها و بازیگاهها و بتخانه ها و بعضی مصافها می نوازند. (از برهان قا
خرمهرهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. نوعی مهرۀ درشت و بیارزش، به رنگ سفید یا آبی که بر گردن اسب و خر میبندند: ◻︎ اگر ژاله هر قطرهای دُر شدی / چو خرمهره بازار از او پُر شدی (سعدی۱: ۱۰۳).۲. [
غیاضیلغتنامه دهخداغیاضی .(اِخ ) دهی است از دهستان خنافره ٔ بخش شادگان شهرستان خرمشهر که نزدیک شادگان ، کنار راه اتومبیل رو شادگان به آبادان قرار دارد. دشت و گرمسیر است . سکنه ٔ آ
الحدلغتنامه دهخداالحد. [ اَ ح َ ] (اِخ ) واقع در خرمشهر. رجوع به سید غالب و جغرافی غرب ایران ص 133 شود.
امل جریدیهلغتنامه دهخداامل جریدیه . [ ] (اِخ ) دهی است از شهرستان خرمشهر با طول جغرافیایی 48 درجه و 14 دقیقه ، و عرض جغرافیایی 30 درجه و 25 دقیقه . (از فرهنگ آبادیهای ایران ).
امل شحملغتنامه دهخداامل شحم . [ ] (اِخ ) دهی است از شهرستان خرمشهر با طول جغرافیایی 49 درجه و 13 دقیقه ، و عرض جغرافیایی 30 درجه و 41 دقیقه . (از فرهنگ آبادیهای ایران ).
امل صخرلغتنامه دهخداامل صخر. [ ] (اِخ ) دهی است از شهرستان خرمشهر با طول جغرافیایی 48 درجه و 44 دقیقه ، و عرض جغرافیایی 30 درجه و 47 دقیقه . (از فرهنگ آبادیهای ایران ).