خرفاتلغتنامه دهخداخرفات . [ خ َ رَ ] (ع اِ) حکایات و قصه ها و افسانه ها و داستانهای خوش و پسندیده و مقبول . (منتهی الارب ). ج ِ خَرَفه :... گوید آنرا خیالات جنون و خرفات ظنون پند
موسیلغتنامه دهخداموسی . [ سا ] (اِخ ) ابن یوسف بن سیار شیرازی ، مکنی به ابوماهر، از جمله ٔ حکمای بزرگ و افاضل اطباست که در معالجه ٔ بیماران سخت ماهر و خود از مردم شیراز بود و بر