خرزاد اردشیرلغتنامه دهخداخرزاد اردشیر. [ خ ُ دِ اَ دِ ] (اِخ ) نام ناحیه ای از نواحی موصل است . (از معجم البلدان ).
خرزاد اردشیرلغتنامه دهخداخرزاد اردشیر. [ خ ُ دِ اَ دِ] (اِخ ) نام مادر بابک پدر اردشیر است بنابر قول یاقوت در معجم البلدان و «پل خرزاد» بدو منسوب است . تاریخ نویسان دیگر نام این زن را «
خرزادلغتنامه دهخداخرزاد. [ خ َ ] (اِخ ) نام فرخ زادبن خسروپرویز است بزعم بعضی از ارباب تاریخ و سیر. اینک قول حبیب السیر (ج 1 چ خیام ص 253) در این مورد: فرخ زادبن خسروبن پرویز بزغ
خرزادلغتنامه دهخداخرزاد. [ خ ُ ] (اِخ ) ابن نرسی . وی نخستین حاکم ایرانی بدوره ٔ ساسانیان بود که بر یمن حکم راند. صاحب مجمل التواریخ و القصص می آورد: نام فارسیان که به یمن فرمان
خردادلغتنامه دهخداخرداد. [ خ ُ ] (اِخ ) نام مادر اردشیر، و قنطره ٔ خرداد و میان ایدج و رباط در سمرقند منسوب بدوست . آن از عجایب دنیاست ، طول آن هزار ذرع و بالای آن صدوپنجاه ذرع و
خرادلغتنامه دهخداخراد. [ خ َرْ را ] (اِخ ) نام آتشکده ای بوده است بزمان اردشیر بابکان : دل شاه از اندیشه آزاد گشت سوی آذر رام و خراد گشت .فردوسی .
خرداد پرویزلغتنامه دهخداخرداد پرویز. [ خ ُ پ َ ] (اِخ ) نام یکی از شاهان ساسانی است بنابر قول مجمل التواریخ و القصص : پادشاهی خرداد پرویز یک سال بوده گویند بمرد و نیز روایتی است که کسر
خرادلغتنامه دهخداخراد. [ خ َرْ را] (اِ) نامی بوده است که ایرانیان قدیم بر پسران خود گذارده اند : چو برزین و چون قارن رزم زن چو خراد و کشواد لشکرشکن . فردوسی .و افراد زیر از مشهو
اردشیر بابکانلغتنامه دهخدااردشیر بابکان .[ اَ دَ / دِ رِ ب َ ] (اِخ ) مؤسس سلسله ٔ ساسانی . شورش و اختلالی که در آغاز قرن سوم میلادی در ایالت پارس واقع شد انحطاط قدرت اشکانیان را در آن