خرجیلغتنامه دهخداخرجی . [ خ َ ] (ص نسبی ، اِ) قدری از مال که اخراجات ضروری را بر آن موقوف باشد. (آنندراج ) : دو استر پر ز گوهرهای غلطان که کس قیمت نداند هر یکی زآن که تا هر جا ک
خرجیلغتنامه دهخداخرجی . [ خ ُ جی ی ] (اِخ ) عمربن احمدبن خرجة، ملقب به خرجی . فقیهی عالم بود و از ابوالحسن احمدبن حسن ایلی حدیث کرد و قاضی ابوالعباس احمدبن حسین بن احمدبن زنبیل
خرجی پزلغتنامه دهخداخرجی پز. [ خ َ پ َ ] (نف مرکب ) مقابل خاصه پز. خاصه پز و خرجی پز دو اصطلاحند درنانوایی و خرجی پز آن است که نان عمومی می پزد در مقابل خاصه پز و آن نانوایی است که
خرجی پزلغتنامه دهخداخرجی پز. [ خ َ پ َ ] (نف مرکب ) مقابل خاصه پز. خاصه پز و خرجی پز دو اصطلاحند درنانوایی و خرجی پز آن است که نان عمومی می پزد در مقابل خاصه پز و آن نانوایی است که