خرجانلغتنامه دهخداخرجان . [ خ ُ ] (اِخ ) این کلمه بصیغه ٔ تثنیه است و نام ناحیه هایی است بمدینه . درباره ٔ آن گفته شده است : بروضةالخرجین من مهجور تربعت فی عازب نضیر.(از معجم الب
خرجانلغتنامه دهخداخرجان . [ خ َ ] (اِخ ) محله ای است از محال اصفهان ، و حافظ ابوالقاسم اسماعیل بن محمدبن فضل اصفهانی امام میگوید خرجان از قرای اصفهانست . یاقوت میگوید چون او از ع
خرجانیلغتنامه دهخداخرجانی . [ خ َ ] (اِخ ) زیادبن محمدبن زیادبن هیثم خرجانی اصفهانی ، مکنی به ابوالعباس .از اهل سپاهان بود و از حسن بن محمد دارکی و محمدبن حمزةبن عمارة و جماعتی دی
خرجانیلغتنامه دهخداخرجانی . [ خ َ ] (اِخ ) احمدبن محمدبن حسین بن کوسید خرجانی معافری ، از اهل اصفهان بود. از عبداﷲبن احمدبن موسی و دیگران حدیث کرد و ابوبکربن مردویه و دیگران از وی
خرجانیلغتنامه دهخداخرجانی . [ خ َ ] (اِخ ) ضراربن احمدبن ضرار خرجانی . وی از احمدبن یونس و او از ابوالقاسم سلیمان بن احمد طبرانی حدیث دارد. در مسجد جامع اصفهان نقطه ای است بنام ضر
خرجانیلغتنامه دهخداخرجانی . [ خ َ ] (اِخ ) طاهربن ابراهیم بن یزید وراق ضبی خرجانی . از ابوحاتم محمدبن ادریس رازی حدیث شنید و محمدبن ابراهیم از وی حدیث کرد. وی بسال 291 هَ . ق . در
خرجانیلغتنامه دهخداخرجانی . [ خ َ ] (اِخ ) عبداﷲبن اسحاق بن یوسف خرجانی ، مکنی به ابومحمد. او از راویانست و از پدرش و از حفص بن عمر عدنی روایت دارد و ابوعبداﷲ محمدبن احمدبن ابراهی
خرجانیلغتنامه دهخداخرجانی . [ خ َ ] (اِخ ) محمدبن ابی نصر شجاع بن ابراهیم فتوانی حافظ، از مقیمان محله ٔ خرجان بود و بدین سبب او را خرجانی میگفتند. وی از ابومنصوربن سکردیه قاضی و ت
خرجانیلغتنامه دهخداخرجانی . [ خ َ ] (ص نسبی ) منسوب به خرجان و آن قریتی است از قرای قومس ببلاد بین شابور و ری . (از انساب سمعانی ).
خرجانیلغتنامه دهخداخرجانی . [ خ َ ] (اِخ ) زیادبن محمدبن زیادبن هیثم خرجانی اصفهانی ، مکنی به ابوالعباس .از اهل سپاهان بود و از حسن بن محمد دارکی و محمدبن حمزةبن عمارة و جماعتی دی
خرجانیلغتنامه دهخداخرجانی . [ خ َ ] (اِخ ) احمدبن محمدبن حسین بن کوسید خرجانی معافری ، از اهل اصفهان بود. از عبداﷲبن احمدبن موسی و دیگران حدیث کرد و ابوبکربن مردویه و دیگران از وی
خرجانیلغتنامه دهخداخرجانی . [ خ َ ] (اِخ ) ضراربن احمدبن ضرار خرجانی . وی از احمدبن یونس و او از ابوالقاسم سلیمان بن احمد طبرانی حدیث دارد. در مسجد جامع اصفهان نقطه ای است بنام ضر