خرانفلغتنامه دهخداخرانف . [ خ َ ن ِ ] (ع اِ) ج ِ خرنفة. (از منتهی الارب ). رجوع به خرنقة در این لغت نامه شود.
خرانفلغتنامه دهخداخرانف . [ خ ُ ن ِ ] (ع ص ) دراز و طویل . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).
درازلغتنامه دهخدادراز. [ دَ / دِ ] (ص ) طویل . مقابل کوتاه . طولانی . نقیض کوتاه . (برهان ). مستطیل . مستطیله . طویله . مقابل قصیر. طویل و آن یا طولی است عمودی ، چنانکه از بالائ