خدمتگزار، خدمتگزارفرهنگ مترادف و متضاد۱. بنده، پیشکار، خادم، خدمتکار، نوکر ≠ ارباب، مخدوم ۲. کارمند، مستخدم دولت ۳. چاکر ۴. پرستار، تیمارگر ۵. کسی که خدمت میکند
کورتنلغتنامه دهخداکورتن . [ رِ تُن ْ ] (اِخ ) ویلیام (1808-1864 م .). از خدمتگزاران مذهب پروتستان بود. وی از دانشکده ٔ آکسفورد فارغ التحصیل شد و قسمت اعظم اهتمام او صرف تحقیق در