خدانشناسفرهنگ مترادف و متضاد۱. بیدین، کافر، ملحد ۲. هرهری مسلک ۳. ناپارسا، ناپرهیزگار، نامطمئن ≠ خداشناس
خدانشناسلغتنامه دهخداخدانشناس . [ خ ُ ن َ ] (نف مرکب ) غیرعارف بمعرفت خدای . آنکه ایزد تعالی را نشناسد. || از خدا بی خبر. بی اعتقاد بخدا. نامؤمن : فلانی مردی خدانشناس است مرد خدانش
خدانشناسیلغتنامه دهخداخدانشناسی . [ خ ُ ن َ ] (حامص مرکب ) عمل خدانشناس . کنایه از بی ایمانی و بی اعتقادی از خدا بیخبری است .
خدافرهنگ مترادف و متضاد۱. آفریدگار، الله، اهورامزدا، ایزد، پروردگار، خالق، خداوند، دادار، رب، کردگار، یزدان ≠ بنده، عبد، مخلوق ۲. سلطان، پادشاه، امیر، خدیو ۳. مالک، صاحب ۴. استاد
خدادیکشنری فارسی به انگلیسیdeity, father, God, Jehovah, lord, maker, Our Lord, providence, Yahwe, Yahweh