خدای نامهلغتنامه دهخداخدای نامه . [ خ ُ م َ ](اِخ ) نام تاریخی از سلاطین ایران بود که در زمان یزدگرد سوم تألیف شده است . (از تاریخ ایران باستان ج 3 ص 2542) و بعدها مأخذ شاهنامه ٔ ف
خدای نامهلغتنامه دهخداخدای نامه . [ خ ُ م َ] (اِخ ) تاریخ . تاریخ سلاطین . (یادداشت بخط مؤلف ) : در تاریخ ملوک الفرس بسیار نسختها تأمل کردم که ایشان خدای نامه خوانند کی پادشاه را خ
خدایلغتنامه دهخداخدای . [خ ُ ] (اِخ ) اله . (مهذب الاسماء). اﷲ. خدا. (ناظم الاطباء). کلمه ٔ خدای صورت دیگریست برای خدا و بهمان معنی و اطلاق است . رجوع به خدا و ترکیبات آن شود :
ختاه نامهلغتنامه دهخداختاه نامه . [ خ ُ م َ/ م ِ ] (اِ مرکب ) خدای نامه ، شاهنامه . تاریخ . (یادداشت بخط مؤلف ) : چنین روایت کند بهرام مؤبد شابور اندر کیومرث [ نامه ] که من بیست و
خواتای نامکلغتنامه دهخداخواتای نامک . [ خ ُ م َ ] (اِخ ) خدای نامه . رجوع به ص 333، 338، 390 مزدیسنا و «خدای نامه » شود.
خدانامهلغتنامه دهخداخدانامه . [ خ ُ م َ / م ِ ] (اِ مرکب ) خدای نامه . شاهنامه . تاریخ خدایگان . نامه ٔ شاهان . تاریخ پادشاهان . کتابی که در آن شرح زندگی و حوادث شاهان بیاید : چنین
شاهنامهلغتنامه دهخداشاهنامه . [ م َ / م ِ ] (اِمرکب ) نامه ٔ ممتاز در نوع خود. || نامه ٔ شاه . || کتاب تاریخ و سرگذشت پادشاهان ایران . در پهلوی آن را خدای نامه گفتندی . کتابی که در