خدامرادلغتنامه دهخداخدامراد. [ خ ُ م ُ ] (ص مرکب ) این کلمه وصف مرکبی بوده بمعنی «خدا مراد داده » و مقصود از آن مرادیست که خداوند داده است ، ولی بعدها به این صورت ترکیبی درآمده و د
خدامرادخان زندلغتنامه دهخداخدامرادخان زند. [ خ ُ م ُ ن ِ زَ ] (اِخ ) وی یکی از سرداران کریمخان زند است و بزمان او شجاعتهای بسیار کرد و در استقرار حکومت کریمخان بسی شمشیر زد. چون کریمخان د
بنه خدامرادلغتنامه دهخدابنه خدامراد.[ ب ُ ن َ خ ُ م ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان جایران بخش رامهرمز است که در شهرستان اهواز واقع شده است . دارای 200 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران
خدامرادخان زندلغتنامه دهخداخدامرادخان زند. [ خ ُ م ُ ن ِ زَ ] (اِخ ) وی یکی از سرداران کریمخان زند است و بزمان او شجاعتهای بسیار کرد و در استقرار حکومت کریمخان بسی شمشیر زد. چون کریمخان د
بنه خدامرادلغتنامه دهخدابنه خدامراد.[ ب ُ ن َ خ ُ م ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان جایران بخش رامهرمز است که در شهرستان اهواز واقع شده است . دارای 200 تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران
جایزانلغتنامه دهخداجایزان . [ ی ِ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش رامهرمز شهرستان اهواز است . این دهستان از شمال بدهستانهای سلطان آبادو ابوالفارس و از خاور به شهرستان بهبهان و از
قائد رحمتلغتنامه دهخداقائد رحمت . [ ءِ دِ رَ م َ ] (اِخ ) یکی از دهستانهای بخش زاغه ٔ شهرستان خرم آباد است . این دهستان در شمال خاوری بخش واقع و محدود است از شمال به دهستانهای ورکوه
لُقْمَانُفرهنگ واژگان قرآننام يكي ازبندگان شايسته خداوند كه يكي از سوره هاي قرآن به نام اوست وبرخي از سخنان حكيمانه وي در اين سوره نقل شده است (از رسول خدا (صلياللهعليهوآلهوسلّم)نقل شده