خایلغتنامه دهخداخای . (اِمص ) خاییدن . در زیر دندان نرم کردن باشد. || (فعل امر)از کلمه ٔ خاییدن به معنی «بخای » یعنی در زیر دندان نرم ساز. (برهان قاطع). || (اِ) خوش آیند، هرچه
خایفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. = خاییدن۲. خاینده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): آهنخای، جگرخای، جوشخای، ژاژخای، شکرخای، گوهرخای.
خای تیمورلغتنامه دهخداخای تیمور. (اِخ ) نام یکی از فرماندهان سلطان اولیجایتو است در جنگ گیلان .رشیدی آرد: توضیح آنکه اولیجایتوی در ذی القعده ٔ سنه ٔ 706 هَ . ق . فولاد خبکسان را بر س
خای فدنغلغتنامه دهخداخای فدنغ. [ ف ُ ] (اِخ ) شهری است به ایالت میونان از چین در جنوب غربی پکن بفاصله ٔ 530 هزارگزی آن و بر کنار رود «هونگ هو». (از قاموس الاعلام ترکی ).
خای کوتللغتنامه دهخداخای کوتل . [ ک ُ ت َ ] (اِخ ) کوتلی است در 62 هزارگزی شرق قریه ٔ خدرخیل . واقع در علاقه ٔ سلیمان خیل تابع کتوار حکومت اعلی غزنی به افغانستان .این نقطه بین خط 68
خای لای تخنلغتنامه دهخداخای لای تخن . [ ] (اِخ ) نام محلی است بفاصله ٔ 37 هزارگزی جنوب غربی کشک از حکومت درجه ٔ 2 کشک و قره تپه حکومت بادغیسات ولایت هرات ، واقع در 62 درجه و 6 دقیقه و
خای تیمورلغتنامه دهخداخای تیمور. (اِخ ) نام یکی از فرماندهان سلطان اولیجایتو است در جنگ گیلان .رشیدی آرد: توضیح آنکه اولیجایتوی در ذی القعده ٔ سنه ٔ 706 هَ . ق . فولاد خبکسان را بر س
خای فدنغلغتنامه دهخداخای فدنغ. [ ف ُ ] (اِخ ) شهری است به ایالت میونان از چین در جنوب غربی پکن بفاصله ٔ 530 هزارگزی آن و بر کنار رود «هونگ هو». (از قاموس الاعلام ترکی ).
خای کوتللغتنامه دهخداخای کوتل . [ ک ُ ت َ ] (اِخ ) کوتلی است در 62 هزارگزی شرق قریه ٔ خدرخیل . واقع در علاقه ٔ سلیمان خیل تابع کتوار حکومت اعلی غزنی به افغانستان .این نقطه بین خط 68
خای لای تخنلغتنامه دهخداخای لای تخن . [ ] (اِخ ) نام محلی است بفاصله ٔ 37 هزارگزی جنوب غربی کشک از حکومت درجه ٔ 2 کشک و قره تپه حکومت بادغیسات ولایت هرات ، واقع در 62 درجه و 6 دقیقه و
خایدالوواژهنامه آزاد(لری) از دو بخش تشکیل شده است:خای به معنی خوب و نیکو، و دالو به معنی گذر گاه است؛ که روی هم می شود «گذرگاه خوب» که همان درۀ خرم آباد است. اکنون شهر خرم آباد در