حاصلخیزی خاکsoil fertilityواژههای مصوب فرهنگستانقابلیت خاک در تأمین آب و مواد مغذی و بستری مناسب برای رشد گیاه
خاکفرهنگ مترادف و متضاد۱. اقلیم، خطه، زمین، ارض، سرزمین، قلمرو ۲. تراب، تربت، ثری، طین، غبرا، گل ≠ آب، ماء ۳. غبار، گرد ۴. کشور، بلد، دیار، مملکت ۵. خاکجا، قبر، گور، مزار، مشهد، مقبره
خاکلغتنامه دهخداخاک . (اِ) یکی از عناصر اربعه است و به عربی تراب خوانند. (برهان قاطع) (آنندراج ) (فرهنگ شعوری ج 1 ص 369) (فرهنگ جهانگیری ). بر طبق رأی قدماء طبیعت آن سرد و خشک
پل بریدهواژهنامه آزادنام روستایی ازتوابع شهرستان باغملک استان خوزستان واقع در8 کیلومتری جاده باغملک به اهواز می باشد. دارای خاک حاصلخیز کشاورزی و کوههای بلند (رشته کوه زاگرس) می باش
زبل الطیورلغتنامه دهخدازبل الطیور. [ زِ لُطْ طُ ] (ع اِ مرکب ) از اقسام زبل (کود) زرق دجاج است . (دائرة المعارف بستانی ). و هم در این کتاب ذیل زرق الطیور آمده : فضله ٔ پرندگان را برای
لمنیلغتنامه دهخدالمنی . [ ل ِ م ُ ] (اِخ ) لیمنوس . یکی از شمالی ترین جزایر بحر سفید، ملحق به آناطولی میان ساحل آناطولی و آینوروز به یک فاصله ٔمساوی و در عین حال دماغه ٔ بلاوه ک
السیرالغتنامه دهخداالسیرا. [ اَ ] (اِخ ) شهری قدیمی و استوار در ولایتی از ولایتهای اسپانیاست . عرب آنرا الجزیره مینامید و در ساحل نهر شقر واقع است . 20000 تن سکنه دارد و خاک آن حا