خاک به دهنلغتنامه دهخداخاک به دهن . [ ب ِ دَ هََ ] (اِ مرکب ) در محل دعای بد و نفرین مستعمل میشود. (آنندراج ): خاکم به دهان . رجوع به صفحات قبل و ترکیبات خاک شود : من می خورم و تو می
خاک بهرلغتنامه دهخداخاک بهر. [ ب َ ] (ص مرکب ) خاک نصیب . صاحب قسمت از خاک . بهره ور از خاک . با نصیب از خاک : چرا چون گنج قارون خاک بهری نه استاد سخنگویان دهری ؟نظامی .
خاک به دهنلغتنامه دهخداخاک به دهن . [ ب ِ دَ هََ ] (اِ مرکب ) در محل دعای بد و نفرین مستعمل میشود. (آنندراج ): خاکم به دهان . رجوع به صفحات قبل و ترکیبات خاک شود : من می خورم و تو می
خاک بهرلغتنامه دهخداخاک بهر. [ ب َ ] (ص مرکب ) خاک نصیب . صاحب قسمت از خاک . بهره ور از خاک . با نصیب از خاک : چرا چون گنج قارون خاک بهری نه استاد سخنگویان دهری ؟نظامی .
فرسایشپذیری خاکsoil erodibilityواژههای مصوب فرهنگستانمیزان حساسیت طبیعی خاک به فرسایش صرفنظر از شکل زمین و پوشش گیاهی و مدیریت و شرایط آبوهوایی