خاراندازلغتنامه دهخداخارانداز. [ اَ ] (نف مرکب ، اِ مرکب ) نوعی از خارپشت است که خارهای خود را مانند تیر اندازد. به عربی قنفذ گویند. (آنندراج ). نوعی خارپشت است . (برهان قاطع). همان
وسیلۀ نظافتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی جارو، خاکانداز، اسفنج، لیف، کیسه، برس، مسواک، جاروبرقی، ماهوتپاککن، گردروب، پارچۀ گردگیری پارچۀ نظافت▼ پارو تشت
طربناکفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده١. نشاطآور: ◻︎ خیز و در کاسهٴ زر آب طربناک انداز / پیشتر زآنکه شود کاسهٴ سر خاکانداز (حافظ: ۵۳۳).٢. [قدیمی] شادمان؛ خوشحال؛ بانشاط: ◻︎ بنگر ز صبا دامن گل چاک
خاراندازلغتنامه دهخداخارانداز. [ اَ ] (نف مرکب ، اِ مرکب ) نوعی از خارپشت است که خارهای خود را مانند تیر اندازد. به عربی قنفذ گویند. (آنندراج ). نوعی خارپشت است . (برهان قاطع). همان
ترکیلغتنامه دهخداترکی . [ ت ُ ] (اِ) خارانداز را گویند و آن جانوری است از خزندگان «؟» (آنندراج بنقل از هفت قلزم ). خارپشت تیرانداز. (ناظم الاطباء).