خاکسترلغتنامه دهخداخاکستر. [ ک ِ ت َ ] (اِ) رماد. فسرده از صفات اوست . (آنندراج ). آنچه از هیزم و جز آن بعد سوخته شدن بماند. (شرفنامه ٔ منیری ). بهندش راکهه گویند.(شرفنامه ٔ منیری
خاکستر اجاقگویش اصفهانی تکیه ای: xol طاری: xol طامه ای: xol طرقی: xol کشه ای: xol نطنزی: xol / xâkester