خانوادۀ آمیختهblended familyواژههای مصوب فرهنگستانیک واحد خانوادگی متشکل از والدینی که هر دوی آنها از روابط پیشین خود فرزندانی تحت تکفل خویش دارند متـ . خانوادۀ بازساخته reconstituted family
خانوادۀ پیوستهjoint familyواژههای مصوب فرهنگستانخانوادهای که در آن شماری از اعضای تباری یکسویه در کنار یکدیگر همراه با همسران و فرزندانشان در خانهای واحد و تحت اقتدار یکی از اعضای گروه زندگی میکنند
خانوادۀ حبهdomain familyواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهپروتئینهایی که ازلحاظ ساختاری و عملکردی، متنوع، اما در بخشی از توالی مشترک هستند و این اشتراک نقش ساختاری و عملکردی خاصی به آنها میدهد
خانوادۀ آمیختهblended familyواژههای مصوب فرهنگستانیک واحد خانوادگی متشکل از والدینی که هر دوی آنها از روابط پیشین خود فرزندانی تحت تکفل خویش دارند متـ . خانوادۀ بازساخته reconstituted family
خانوادۀ ژنیgene familyواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهژنهای حاصل از تکرار یک ژن نیایی که پروتئینها و رِناهای یکسان یا وابسته را رمزگذاری میکنند متـ . خانوادۀ چندژنی multigene family
خانوادۀ ستاکیstem familyواژههای مصوب فرهنگستانبنا بر نظر فردریک لوپله که به چهار نوع خانوادۀ متمایز قائل است، خانوادهای انعطافپذیرتر از خانوادۀ پدرسالار که شش یا هفت عضو دارد و نسلاندرنسل با حق ارثیهای