خانه سرالغتنامه دهخداخانه سرا. [ ن ِ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش رامسر شهرستان شهسوار. واقع در 7 هزارگزی جنوب خاوری رامسر و2هزارگزی جنوب شوسه ٔ رامسر به شهسوار و کنار
سراج خانهلغتنامه دهخداسراج خانه . [ س َرْ را ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) دکان زین فروشی . (آنندراج ). || بازار زین سازی و زین فروشی .
خانهفرهنگ مترادف و متضاد۱. سرا، منزل، مسکن، دار، بیت ۲. آپارتمان، کاشانه ۳. اتاق، وثاق، حجره ۴. چاردیواری، سرپناه ۵. اقامتگاه، ساختمانمسکونی، ماوا ۶. کلبه، سراچه ۷. آلونک، کوخ ۸. دولتس
خانهدیکشنری فارسی به انگلیسیabode, home, domicile, dwelling, habitation, house, housing, lodging, menage, ménage, pigeonhole, place, residence, rooms, tenement
خانهلغتنامه دهخداخانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ) آن جایی که در آن آدمی سکنی می کند. (ناظم الاطباء). سرا. منزل . مستَقَرّ : برگزیدم بخانه تنهایی از همه کس درم ببستم چست . شهیدبلخی .کنو
نویدیلغتنامه دهخدانویدی . [ ن َ ] (اِخ ) زین العابدین عبدی بیگ شیرازی (خواجه ...) متخلص به نویدی ، از شاعران قرن دهم و از محرران و محاسبان دیوان شاه طهماسب صفوی بود، وی به تتبع خ