خانه ٔ ترازولغتنامه دهخداخانه ٔ ترازو. [ ن َ / ن ِ ی ِ ت َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کنایه از برج میزان . (ناظم الاطباء). || وعاء میزان . جای ترازو.
خانهفرهنگ مترادف و متضاد۱. سرا، منزل، مسکن، دار، بیت ۲. آپارتمان، کاشانه ۳. اتاق، وثاق، حجره ۴. چاردیواری، سرپناه ۵. اقامتگاه، ساختمانمسکونی، ماوا ۶. کلبه، سراچه ۷. آلونک، کوخ ۸. دولتس
خانهدیکشنری فارسی به انگلیسیabode, home, domicile, dwelling, habitation, house, housing, lodging, menage, ménage, pigeonhole, place, residence, rooms, tenement
خانهلغتنامه دهخداخانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ) آن جایی که در آن آدمی سکنی می کند. (ناظم الاطباء). سرا. منزل . مستَقَرّ : برگزیدم بخانه تنهایی از همه کس درم ببستم چست . شهیدبلخی .کنو
خانه ٔ ترازولغتنامه دهخداخانه ٔ ترازو. [ ن َ / ن ِ ی ِ ت َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کنایه از برج میزان . (ناظم الاطباء). || وعاء میزان . جای ترازو.
کفهلغتنامه دهخداکفه . [ ک َف ْ ف َ / ف ِ ] (از ع ، اِ) کفّة. پله ٔ ترازو. (برهان ) (ناظم الاطباء) (فرهنگ رشیدی ). پله ٔ ترازو و هر چیزی که مانند آن گرد باشد. (غیاث ). پله . (نص
میزانلغتنامه دهخدامیزان . (اِخ ) نام برج هفتم از دوازده برج آسمانی . (ناظم الاطباء) (از مهذب الاسماء). نام صورتی از صور بروج دوازده گانه ٔ فلکیه میان سنبله و عقرب و آن برج هفتم ا
وعاءلغتنامه دهخداوعاء. [ وِ / وُ ] (ع اِ) اعاء. خنور. (آنندراج ) (منتهی الارب ). آوند. (مهذب الاسماء). ظرف . (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). باردان . (ترجمه ٔ علامه ٔ جرجانی ترتی
ترازولغتنامه دهخداترازو. [ ت َ ](اِ) آلتی باشد که چیزها را بدان وزن کنند. (برهان )(از انجمن آرا) (از آنندراج ). آلتی که بدان وزن چیزها را معین کنند، و بتازی میزان گویند. (ناظم ال