خانجینلغتنامه دهخداخانجین . [ ن ِ ] (اِخ ) دهی است جزو دهستان ابجیرودبخش حومه ٔ شهرستان زنجان و در 24 هزارگزی جنوب باختری زنجان سر راه عمومی بیجار به زنجان واقع است . ناحیه ای است
خانجیلغتنامه دهخداخانجی . (اِخ ) عبدالعزیزبن امین . وی فرزند محمد امین خانجی است . او راست :بدایع الخیال که برگزیده ای است از مبتکرات فیلسوف روسی تولستوی . این کتاب بوسیله ٔ او و
خانجیلغتنامه دهخداخانجی . (اِخ ) محمد امین معروف به کتبی . زادگاهش حلب و اقامتگاهش در قاهره بوده است . خانجی همت بنشر کتب عربی گماشت (کتبی که قبل از او چاپ نشده بودند) و او با وج
خانجیلغتنامه دهخداخانجی . (اِخ ) عبدالعزیزبن امین . وی فرزند محمد امین خانجی است . او راست :بدایع الخیال که برگزیده ای است از مبتکرات فیلسوف روسی تولستوی . این کتاب بوسیله ٔ او و
خانجیلغتنامه دهخداخانجی . (اِخ ) محمد امین معروف به کتبی . زادگاهش حلب و اقامتگاهش در قاهره بوده است . خانجی همت بنشر کتب عربی گماشت (کتبی که قبل از او چاپ نشده بودند) و او با وج
خانقینلغتنامه دهخداخانقین . [ ن ِ ] (اِخ ) بنابر قول بشاری نام شهری بوده است به کوفه . (از یاقوت حموی در معجم البلدان ).
خانقینلغتنامه دهخداخانقین . [ ن ِ ق ِ ] (اِخ ) نام شهری از نواحی سواد در راه همدان و بغداد است . بین این شهر و قصرشیرین از طریق جبال شش فرسخ و از قصرشیرین تا حلوان نیز شش فرسخ می
خنجینلغتنامه دهخداخنجین . [ خ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان وفس عاشقلو بخش رزن شهرستان همدان قصبه ٔ رزن . با دوهزار تن سکنه . آب آن از رودخانه و محصول آن غلات و صیفی و انگورو لبنی