۱. سکوت؛ سخن نگفتن: ◻︎ دو چیز طیرۀ عقل است دم فروبستن / به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی (سعدی: ۵۳).
۲. از میان رفتن شعله، گرمی، روشنایی، یا جریان برق چیزی.
۱. خموشی، سکوت، صمت ≠ شلوغی
۲. گویایی
۳. اطفا
۴. تاریکی ≠ روشنایی، روشنی
curfew, extinction, silence