25 فرهنگ

5733 مدخل


خالی

xāli

۱. [مقابلِ پُر] تهی.
۲. جای تهی؛ خلوت.
۳. [مجاز] دور؛ برکنار.
۴. [مجاز] تنها.
۵. [قدیمی، مجاز] بدون همراهی چیز دیگر.

تهی، ونگ

۱. پوچ، پوک، تهی ≠ پر، سرشار
۲. تخلیه
۳. آزاد، رها ≠ اشغال
۴. بیسکنه
۵. بلاتصدی، بلامتصدی
۶. بری، عاری، فارغ
۷. صرف، محض
۸. خلوت، خلوتگاه ≠ شلوغ

devoid, bare, barren, blank, empty, inane, unoccupied, vacant, vacuous, void, windy