خالدیانلغتنامه دهخداخالدیان . [ ل ِ ] (اِخ ) نام دو برادر: «ابوعثمان سعیدبن هاشم بن وعلة خالدی » و «ابوبکر محمدبن هاشم بن وعلة خالدی » است . رجوع به خالدی ابوعثمان سعیدبن هاشم بن و
خالدیانلغتنامه دهخداخالدیان . [ ل ِ ] (اِخ ) نام یکی ازطوائف قزوین بوده است . حمداﷲ مستوفی در تاریخ گزیده آرد: اصل ایشان از نسل خالدبن ولید مخزومی است و ایشان دو شعبه اند: اول شیخ
خالدیینلغتنامه دهخداخالدیین . [ ل ِ دی ی َ ] (اِخ ) دو برادر خالدی میباشندکه به خالدیان نیز معروفند. رجوع به خالدیان شود.
خالدیالغتنامه دهخداخالدیا. [ ل ِ ] (اِخ ) نام نقطه ای در نزدیکی طرابوزان در عهد دولت بیزانس بوده است . (از تاریخ کرد رشیدیاسمی ص 92). رجوع به خالدی (محرف کلمه ٔ کرد) شود.
خالدینکلغتنامه دهخداخالدینک . [ ل ِ ن َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان دشتابی بخش بوئین شهرستان قزوین . واقع در 30 هزارگزی شمال باختر بوئین و 18 هزارگزی راه عمومی . تعداد سکنه ٔآن
خالدیینلغتنامه دهخداخالدیین . [ ل ِ دی ی َ ] (اِخ ) دو برادر خالدی میباشندکه به خالدیان نیز معروفند. رجوع به خالدیان شود.
ابوعثمانلغتنامه دهخداابوعثمان . [ اَ ع ُ ] (اِخ ) خالدی .سعد یا سعیدبن هاشم برادر ابوبکر محمد خالدی . رجوع به خالدیان و رجوع به فوات الوفیات ج 1 ص 170 شود.
خالدیلغتنامه دهخداخالدی . [ ل ِ ] (اِخ ) ابوبکر محمدبن هاشم بن وعلة. وی یکی از سخن سرایان بوده و غالباً در نظم اشعار با برادر خود ابوعثمان سعیدبن هاشم بن وعلة خالدی مشارکت میکرده