خاصیتفرهنگ مترادف و متضاد۱. اثر، خواص، فایده ۲. خو، سجیه، صفت، طبیعت، خصال، خصلت، خصیصه ۳. مختصه، ویژگی
خاصیتلغتنامه دهخداخاصیت . [ ی َ / صی ی َ / خاص ْ صی ی َ ] (ع اِ) طبیعت و خو با لفظ داشتن و گرفتن و بردن و بریدن مستعمل و سوم در لفظ خاژه بیاید. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). ج ، خاص
خاصیتفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. خوی و طبیعت مخصوص کسی یا چیزی.۲. فایده و اثر چیزی؛ اثر.۳. (اسم مصدر) [قدیمی] خاص بودن.